ღ☂ღ رویـــــــای خــاطـــــرات ღ☂ღ

حوصله ات که سر میرود با من بازی نکن....من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام!!!!

 

 

+نوشته شده در پنج شنبه 27 آذر 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

شیشه دل را شکستن، احتیاجش سنگ نیست

میروم من خود، نیازی بر نزاع و جنگ نیست

میروم صد شهر دور از قلبهای رنگ رنگ

وقتی از صد قلب این دنیا یکی یکرنگ نیست...

 

 

+نوشته شده در پنج شنبه 27 آذر 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

این خانه 

یک خوبی دارد.....

گوش تمام همسایگانش سنگین است!

گریه وقت و بی وقت مرا نمی شنوند....

 

+نوشته شده در پنج شنبه 20 آذر 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

یک شب بعد از رفتنش

دردِ دل هایم را به دریا گفتم...

آفتابِ صبح سرنزده

دانشمندان در پی علت خودکشی دسته جمعی نهنگ ها بودند.... 

 

+نوشته شده در چهار شنبه 28 آبان 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

و این است اجر تشنه ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر.... 

چشمه آب زلالی که صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در زیر حرم مطهرش در کربلا طواف می‌کند . این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است. ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند.

شیخ عباس 74 ساله، که 36 سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .

وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد. اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد . از 50 سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

 

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است. وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.

 

+نوشته شده در یک شنبه 18 آبان 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

 

 

گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست


علم فاطمه دست قلم عباس است…

 

فرا رسیدن ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان

سید الشهداء (ع) و یار باوفایش قمر بنی هاشم (ع)

و هفتاد و دو لاله شهید را تسلیت عرض میکنم.

در ناب ترین لحظات این ایام

التماس دعای ویژه....

 

+نوشته شده در یک شنبه 4 آبان 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

 

اگه این زندگی باشه

من از مردن هراسم نیست

یه حسی دارم این روزا

شاید مردم حواسم نیست....

 

 

+نوشته شده در پنج شنبه 24 مهر 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

 وقتی تمام برگ های وجودم

دچار خزان فصل فراموشی تو شد

گمان می کردم بی برگی ام از بی ریشه گیست...

باغبان خوبی نبودی یا من بی برگ بودم ؟!!

سرسبزیم در میان دستان بی پروای تو پوسید....!!!!!

 

+نوشته شده در پنج شنبه 24 مهر 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

 

باز پاییـــــــز است...

 

اندکی از مهـــــــر پیداست...

 

حتی در این دوران بی مهــــــــری

 

باز هم پاییــــــــز زیباست....

پاییــــــــــز مبــــــارک! 

 

+نوشته شده در چهار شنبه 2 مهر 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

تابستـــــان!

حـــــــالا که داری تمام میشـــــــوی

 

بگـــــــذار بگویـــــــــم

که روزهـــــــای گرمــــــت

 

ســــــــرد گذشــــــت...!

 

 

+نوشته شده در شنبه 29 شهريور 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم

به غواصان بگو کافیست هرچه بی سبب گشتند
در این دریای طوفان دیده مرجانی نمی بینم

چه بر ما رفته است؟ ای عمر! ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم؟!
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم...

Monireh

+نوشته شده در چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |


لعنت به زمونه ای که خوب بودن تاوان داره و بدی کردن احترام!


لعنت به زمونه ای که پاک بودن تنهایی میاره و خیانت کردن کلاس!

لعنت به زمونه ای که تا وقتی براشون صرف داشته باشی تو دلشون جا داری
 ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﮕﻮ ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﻤﯽ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﮕﻮ ﻧﻴﺎﺩ؛

ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻳﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻧﻜﺮﺩﻡ ......


ﮔﻼﯾﻪ ﻫﺎ ﻋﯿﺒﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
 ﮐﻨﺎﯾﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ....

+نوشته شده در دو شنبه 20 مرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

در رســــــاله عشـــــق در بـــــاب فطـــــــــریه آمــــــــده:

کسانی که "قوت غالب" آنها "غم حسین" است

نان خور زهرا محسوب می شوند

و فطریه آنها با علیست.

عیدتان مبارکباد

 

+نوشته شده در دو شنبه 6 مرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

نخ و سوزن ها افسانه اند
 افسانه ای تلخ که زمین و زمان را بهم میدوزند تا بهم برسند...


 در سرزمین من یکی سوسو میزند در تنهایی

و سوزنش هنوز روی عشق گیر کرده‌‌‌‌‌‌

 

و دیگری نخ به نخ دود میکند عشق را...

 

+نوشته شده در پنج شنبه 2 مرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

بعضی ها خیلی بی معرفت اند 

 

آدم ها را عاشق خود میکنند

اما خودشان هیچ وقت عاشق نمی شوند

بعضــــیها شبیــــه تـــــو اند

 

+نوشته شده در دو شنبه 30 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

 

 

+نوشته شده در دو شنبه 30 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

 

خداحافظ ای تنهایی ها

سلام ای بانوی خوبی ها

چه سخته دنیای بی زهرا.....

التمــــــاس دعــــــــــا

+نوشته شده در یک شنبه 29 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

گــــــــر نهادی تاج قرانی به سر

یا نهادی سر به سجده تا سحر 

     دل شکست و آمــدت اشک بصـر   

زیر لب آهســـته نامـم را ببــــر....

 

+نوشته شده در چهار شنبه 25 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

ما را به دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند....

 

 

+نوشته شده در پنج شنبه 19 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |








 

+نوشته شده در پنج شنبه 19 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

گنجشــــکک اشــی مشی
ببر خبـــر ببر خبــر ، یواشــکی
 
بگـــو پشیمــونی و غـــم
 بگـــو دارن دور میــــشن
 دلـــخوشیام یکـــی یکـــی

گـــم شـــدمو نمیتـــونم
 چـــرا چطــــور؟ نمیدونـــم
 بگــــو می خنـــدم اَلـــــکی
 
آروم بــــرو آروم بیــــا
 کســـی نفهمه غصـــه رو
خودش میخـــواست یواشکی...
 
ببـــر بیــار ، منتظــــرم
 چشـــام همش به آسمــــون
 بیــــــار امیــــــدِ راستــــکی

من میدونم رسم همینه
 زندگـــی و تجربــــه هاش
 بازم مسیـــــرهای تَکـــی
 
اما میــــدونی دردمــــو؟
 اینکه خراب کـــرده بودم . . .
 آخـــی ، بمیــــرم ، طفلکی

 

+نوشته شده در چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

سجده بر سجاده معبود چون کردی سحر

جان مولا زیرلب آهسته نامم راببر

ملتمس دعای ویژه...

به عاصيان وعده ي رحمت رسيد!

ماهي سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذيرفته شده

برايتان آرزومندم 

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 6 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

به من نگو با عشق بی رحمی

من زخم دارم تو نمی فهمی...

 

+نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

  چهار سال در کنار هم بودیم و چگونه بودن را از هم آموختیم. 

می خواستیم دانشگاهی داشته باشیم مثل رویاهایمان،زیبا و سرشار از طراوت.

رویایمان را با وجود تمام سختی ها ، ساختیم

و گاه به پای کاستی ها سوختیم.


” اما اعجاز ما همین است

ما عشق را به مدرسه بردیم

در امتداد راهرویی کوتاه

در یک کتابخانه ‏ی کوچک

بر پله‏ های سنگی دانشگاه

و میله ‏های سرد و فلزی

گل داد و سبز شد.”


اینک حاصل تلاشمان را به نظاره نشسته ایم،

باشد که به آنچه گذشت، با دیده‏ی عبرت بنگریم

و چشم امید به فردایی بهتر داشته باشیم.

دین و دنیایمان را به خدا می سپاریم

و بهترین سرنوشت را برای حال و آینده مان ، دنیا و آخرتمان از پروردگارمان خواستاریم.

گرچه امروز روز وداع است

ولی ای کاش در باور خویش این بدانید شما

که همه خاطره بودید شما....

 

+نوشته شده در یک شنبه 1 تير 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

            

خوشبختی یعنی داشتن یه خانواده خوب

یعنی داشتن دوست و همکلاسی های خوب

و مهمتر و فراتر از همه این خوبی ها

داشتن خدایی که بارها و بارها شاهد عظمتش بودم

کسی تو تنهاترین و سخت ترین شرایط همدمم بوده

و هیچ وقت تنهام نذاشته...

همیشه و همه جا نگهبان و یار و یاورم بوده

گرچه شاید تو زندگی خیلی چیزا رو از دست داده باشم

ولی برای رسیدن به اهداف بزرگتر باید از یه سری خواسته ها و تمایلات نفسی گذشت

با این حال، اعتراف میکنم که "خـــــــدا" جبران همه ی نداشته های منه.....

 

ما یه مخاطب خاص داریم که اون بالاست

اسمش خــــــداست،

پرچمــــــش تو آسموناست...

بعلـــــــــــــه اینجــــــــوریاست 

 

+نوشته شده در دو شنبه 26 خرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

 

سالروز مبارک ولادت باسعادت و پر برکت حضرت خاتم الاوصیا و مفخرالاولیا

حجت بن الحسن العسکری ـ ارواحنا لمقدمِهِ الفدا ـ

 بر مظلومان دهر و مستضعفان جهان مبارک باد.

 

+نوشته شده در جمعه 23 خرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

شاهرودیا خیلی خاصن.....

 

+نوشته شده در سه شنبه 20 خرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

اینجا سرزمین واژه های وارونه است:


جایی که "گنج" "جنگ" میشود!


"درمان" "نامرد"


"قهقهه" " هق" "هق"


اما "دزد" همان "دزد"است...


"گرگ" همان "گرگ" است!!!


آری سرزمین واژه های وارونه


سرزمینی که "من" "نم" زده است


"یار" "رای" عوض کرده


"راه" گویی "هار" شده


"روز" به "زور" میگذرد


"آشنا" را جز در "انشا" نمی بینی


وچه "سرد" است این "درس"...زندگی


اینجاست که "مرگ" برایمان "گرم" میشود!

چرا که "درد" همان "درد" است...

 

+نوشته شده در یک شنبه 18 خرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

بعــــــــــــــــــــــله اینجوریاست

پرچم خردادیا همیشه بالاست...

 

+نوشته شده در جمعه 16 خرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

یه لیوان از تو کابینت بردار
+خب


-پرتش کن زمین
+خب


-شکست؟
+آره


-حالا ازش عذر خواهی کن
-ببخشید لیوان منظوری نداشتم...
+درست شد؟


-نه

+عجیبه ! قاعدتا باید جواب میداد !

  مواردی هست که معذرت خواهی مشکلی رو حل نمیکنه ...

پس سعی کنیم طوری رفتار کنیم که مجبور به عذرخواهی نشیم...

اول از همه به خودم میگم!!!!

 

+نوشته شده در جمعه 16 خرداد 1393برچسب:,توسط ◕‿◕ منیـــــره ◕‿◕ | |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 20 صفحه بعد